مانیمانی، تا این لحظه: 15 سال و 10 ماه و 27 روز سن داره

مانی عشق مامان و بابا

بدون عنوان

امیدوارم شنبه خوبی را آغاز کرده باشید . ما دوباره رفتیم خونه مادرجون مانی آخه خیلی بهمون خوش گذشته  این دو روزه هم اونجا هستیم مانی گلی صبح اینقدر با مزه خوابیده بود که نگو هوا هم بارونی بود و مانی هم رفته بود زیر پتو خیلی خوشش آمده بود. ...
7 آبان 1390

بدون عنوان

سلام بچه های نی نی وبلاگ بالاخره ما بعد از چند روز آمدیم این چند روز خیلی شلوغ بودم چون مامان خودم یه عمل کوچک داشت که باید انجام می داد و یه مقدار درگیر شدم بعد از اون هم سه روزه خونه مادرجون مانی هستیم بخاطر اینکه بزاریم مامان نرگس این چند روز را استراحت کنه . امروز صبح که داشتیم میامدیم مانی جان از خواب بیدار شد و هیچ لحظه ای شیرین تر از صبح نیست وای خدا میدونه چقدر دلم براش تنگ میشه وقتی میام سرکار. دیروز حال خودم زیاد خوب نبود آخه بابت مامان یه مقدار نگرانم ... بگذریم خدا بزرگ است و خودش میدونه چه باید بکنه و کار ما فقط دعا کردن است . امشب خونه دایی امیر دعوتیم (دایی خودم) ما هرماه یه دوره داریم و توش قرعه کشی داریم ببینیم ...
5 آبان 1390

بدون عنوان

سلام ما آمدیم با یه دنیا از تجربیات جدید مانی خان مانی تازگی خیلی با مزه شده و سعی میکنه هر چی که ما میگیم اون تکرار کنه از جمله حرفهائی که مانی میزنه : ماما = مامان بَ بَ = بابا اَما = امیر این گی = این کیه و این چیه پَ = در جواب کلاغ پر (انگشتش هم میزاره زمین بعد بلند میکنه وقتی به آخرش میرسه که میگم مانی که پر نداره باباش خبر نداره میرقصه) بَ بَ = به معنی به به (خوردنی) هم استفاده میشه و همچنین کلمه (ق) را همش تکرار میکنه و از ته دلش میگه خصوصا" وقتی میره دم آسانسور که داریم میریم بیرون همینجور تو راهرو میگه (ق) فک کنم چون صداش پخش میشه خوشش میاد. ...
1 آبان 1390

بدون عنوان

مانی جان عاشق توپ بازی هستش هر جسمی را که بشه پرتاب کرد مثل توپ پرتش میکنه وقتی هم توپش را میبینه میگه بو (البته با یه لهجه قشنگی میگه) یه چیزی بین "ب" و "بو" قربون حرف زدنت بشه مامان الهی تو عشق منی ...
25 مهر 1390

بدون عنوان

مانی دیگه کاملا" چهار دست و پا راه میره هوراااااااااااااااا از در و دیوار هم بالا میره خلاصه که خیلی با مزه شده عاشقتم مامانی امروز پیش مادرجون ملیحه هستی امیدوارم بهتون خوش بگذره ما باید از زحمات همشون قدردانی کنیم که بخاطر ما اینقدر همه تو زحمت میافتن .   ...
24 مهر 1390

بدون عنوان

مانی عزیزم من امروز خیلی سرحال و خوشحالم خدارو شکر ،آخه قراره خونه رو عوض کنیم و بریم نزدیک خونه مامان نرگس تا تو هم مجبور نباشی هر روز صبح از خواب بیدار شی و بعداز ظهر تو ترافیک برگردیم و خونه و بعدش هردومون بی حوصله و خسته شیم خیلی برات خوشحالم پسرم ما باید از بابا امیر تشکر کنیم که این کاررو برای ما انجام داد کجا بری بابائی به این مهربونی پیدا کنی . ...
23 مهر 1390

بدون عنوان

        نحوه برخورد صحیح با آقایون   آیا جزء آن دسته از خانم های سلطه گر و خودمختار هستید؟! آیا انتظار دارید همه چیز مطابق میل و سلیقه شخصیتان باشد؟! می خواهید همسرتان بی چون و چرا تحت فرمان و اختیار شما باشد؟! شاید متوجه نباشید اما با این طرز برخورد فقط همسرتان را می آزارید. این روزها خانم ها تصورات غلطی از رابطه زناشویی پیدا کرده اند و فکر می کنند هر چه می گویند همسرشان باید اطاعت کند و موظف است که مانند غول چراغ جادو کلیه ی آرزوهای قلبی آنها را برآورده سازد. باید توجه داشت که وقتی مردها یک چنین رفتار ناخوشایندی را از سوی همسر خود مشاهده کنند، یک دیوار دفاعی د...
20 مهر 1390